چندی پیش جمیله علم‌الهدی، همسر ابراهیم رییسی نامه‌ای خطاب به همسران روسای جمهور ۴۰ کشور جهان نوشت و در آن از همسران این روسای جمهور خواسته بود تا به مساله غزه ورود کنند، در حالی‌که این اقدام در تضاد کامل با فرهنگی سیاسی این کشورها بوده و امتیازات منفی در سطح بین‌المللی دارد. ۱۵ آبان […]

چندی پیش جمیله علم‌الهدی، همسر ابراهیم رییسی نامه‌ای خطاب به همسران روسای جمهور ۴۰ کشور جهان نوشت و در آن از همسران این روسای جمهور خواسته بود تا به مساله غزه ورود کنند، در حالی‌که این اقدام در تضاد کامل با فرهنگی سیاسی این کشورها بوده و امتیازات منفی در سطح بین‌المللی دارد.
۱۵ آبان جمیله علم‌الهدی، همسر ابراهیم رییسی نامه‌ای خطاب به همسران روسای جمهور ۴۰ کشور جهان نوشت و در آن از همسران این روسای جمهور خواسته بود تا به مساله غزه ورود کرده و از همسرانشان بخواهند، حملات اسرائیل به غزه را محکوم و برای برقراری صلح در منطقه تلاش کنند.
هرچند محتوای این نامه انسان‌دوستانه و به نوعی تلاش برای برقراری و حفظ امنیت در منطقه بوده است، اما نکاتی هم دارد که نشان می‌دهد ایشان کمترین اطلاعات را در مورد سیاست و سیاست‌ورزی در عرصه بین‌المللی داشته و با این اقدام بیش از آن‌که موضوع غزه را سوژه مکاتبات قرار دهند، وضعیت سیاسی ایران را برای این کشورها سوژه کرده‌ و با انتشار آن نشان دادند که کمترین اطلاعی از وضعیت فرهنگی- سیاسی کشورهای غربی ندارند.
وضعیت فرهنگی- سیاسی کشورهای غربی به گونه‌ای است که عدم ورود همسران روسای دولت به امور دولتی از لحاظ قانونی و نهادینه شدن قانون به شدت پذیرفته شده و قانون «تعارض منافع» در امور اداره کشور چه در سطح داخلی و در سطح بین‌المللی، رعایت می‌شود. اگر هم این افراد به همراه همسرانشان در سفرها حضور دارند، اما به هیچ وجه در جلسات رسمی نقشی نداشته و حضور نمی‌یابند. این چیزی است که نه به واسطه قانون رسمی، بلکه به لحاظ ملاحظات اداری و اخلاقی در فرهنگ کشورهای توسعه‌یافته رواج دارد. با کمی تامل بیشتر در این زمینه درمی‌یابیم که رمز موفقیت کشورهای توسعه‌یافته در دنیای مدرن نیز همین جدایی کار مسوولان از امور خانواده و شخصی است.
وقتی همسر رییس جمهور ایران از همسران روسای دولت‌های غربی می‌خواهد تا به مساله غزه ورود کنند، بدین معنی است که خود وی نیز در امور دولتی که همسرش در جایگاه رییس آن نشسته، علیرغم نداشتن مسوولیت رسمی، نقش دارد. به عبارت دیگر، احتمالا شخصی در امور دولت و اداره ایران حضور دارد که نظراتش بر روی دولت اثرگذار است و در صورت درست یا نادرست بودن این تاثیرگذاری، هیچ مسوولیتی هم متوجه او نیست.
نکته بعدی این است که هرچند اطلاعات دقیقی از نام کشورهایی که این نامه برایشان ارسال شده منتشر نشده، اما فحوای کلام و محتوای آن نشان می‌دهد که این نامه برای زنان نوشته شده که آنان را در جایگاه پایین‌تری از مردان قرار داده که مانند خود ایشان با وجود نداشتن مسوولیت در دولت، سایه مقتدری بر روی روسای دولت و در نتیجه تاثیر جدی بر سیاست‌های اجرایی آن دولت‌ها دارند. چیزی که به هیچ وجه و به لحاظ فرهنگی در کشورهای غربی پذیرفته نیست.
دوم آن‌که تعدادی از روسای کشورهای اروپایی، زنان هستند، بنابراین نامه‌ای با فحوای زنانه برای همسران این افراد از دو جهت و از جانب آنان واکنش برانگیز است. اول آن که به دلیل متن نامه مورد تمسخر قرار می‌گیرد و دوم آن که وقعی به آن نمی‌نهند که در هر دو حالت همین که هیچ پاسخی از سوی آنان به این نامه داده نمی‌شود، نشان از خود تحقیری نه تنها برای نگارنده نامه، بلکه برای کلیت جامعه داشته و تصور عمومی آنان از جامعه ایران را بیش از پیش تخریب می‌کند.
البته سابقه چنین نامه‌هایی در دولت نهم و دهم نیز وجود داشت که با سر و صدای زیادی در سطح داخلی و خارجی همراه بود و در نهایت هیچ پاسخی هم بدان داده نشد و موجب شد تا تلاش‌های دولت قبل‌تر از آن که با اقدامات مهمی مانند جا افتادن مفهوم «گفتگوی تمدن‌ها» در سطح بین‌المللی همراه بود، به حاشیه رانده شده و با نگاه تحقیرآمیز به ایرانیان نگریسته شود.
باید توجه داشت که تنها صرف همسر رییس دولت بودن امتیازی محسوب نمی‌شود و شاید با نوشتن نامه‌هایی از این دست واکنش‌هایی در داخل کشور ایجاد شود، اما باید در نظر داشت این اقدامات تنها کاربری داخلی داشته و در عرصه بین‌المللی بیشتر خسران به همراه دارد.