اختصاصی؛

شورای نگهبان، امروز در آستانه آزمونی بزرگ و تاریخی قرار گرفته و این نهاد و متولیان اصلی و فرعی آن هستند که باید انتخاب کنند، یک انتخابات همه جانبه، واقعی و پرشور را در وضع کنونی داخلی و خارجی کشور خواهانند یا به مانند انتخابات! مجلس یازدهم، بار دیگر تابلوی ورود ممنوع بزرگی در مقابل چشمات ملت به تصویر خواهند کشید تا انتخابات کم رمق، حداقلی و البته بی‌دردسر دیگری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در قفسه‌های تاریخ به تلخی به یادگار بنشیند.

 

صبح ما| گروه سیاسی: انتخابات خرداد ۱۴۰۰ در روزشمار پایانی خود قرار گرفته و اخبار پیرامون این آوردگاه، بیش از پیش در محافل عمومی و رسانه‌ای بین مردم کوچه و بازار سرک می‎‌کشد. البته که این مهم، مطلقا به مثابه وجود شور انتخاباتی و سربرآوردن نشاط سیاسی در فضای یخ زده جامعه این روزهای ایران نیست.
جامعه‌ای که بنا بر دلایل متعدد، دست کم در نیمه ابتدایی از دومین ماه سال و در آستانه بالغ بر یک ماه مانده تا ایستگاه سیزدهم انتخابات ریاست جمهوری، رغبت چندانی به این کارزار بزرگ سیاسی در ساختار اداره کشور نشان نداده و دست کم تا امروز، تداوم فضای پر رخوت و بی‌میل انتخابات مجلس انقلابی را رقم زده است.
با این همه اما، صرف نظر از بحث مشارکت اجتماعی که عنصر اساسی و بلا انکار مشروعیت بخشی به نظام سیاسی است، بحث لزوم تقویت انسجام داخلی و یکپارچگی ملی در بحبوحه مذاکرات احیای برجام در وین و وضعیت کنونی بیش از هر زمان دیگری، ملموس و قابل احصا خواهد بود. اتحاد و انسجامی که البته به معنی انکار تکثر سلایق و گرایشات سیاسی در میان آحاد جامعه نیست.
تحقق چنین امر مهمی اما با تداوم رویکرد کنونی در مجموعه شورای نگهبان، رویایی دور و بعید تلقی می‌شود. شورای نگهبانی که در سیاست‌های اعلامی و اعمالی خود، هیچ روی گشاده‌ای به استیفای حقوق بدیهی ملت که همان آزادی در حق انتخاب شدن و انتخاب کردن بوده، نشان نداده و البته از بران بودن تیغ نظارت استصوابی‌اش سخت سرمست و خشنود به نظر می‌رسد.
کما اینکه به عنوان نمونه، کدخدایی، سخنگوی این شورا در تداوم همان سرمستی در هشتمین روز از دی ماه سال گذشته با دفاع تمام قد از رویکرد این شورا، عنوان کرد: ” با استناد به نظرسنجی‌های صورت گرفته از سوی دستگاه‌های دولتی، میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم به دلیل ردصلاحیت‌هایی که در انتخابات صورت می‌گیرد، زیر یک درصد است”!
اصلا و اساسا، اقناع چنین موضعی با اتکا به هر منطقی، چندان نزدیک به هر عقل سلیم نیست. چرا که اتخاذ این دست مواضع با بی اعتنایی تمام عیار به واقعیات، بدیهیات و البته مطالبات عمومی در بطن جامعه صورت گرفته و سعی در آشکار ساختن این حقایق برای صاحبان این مواضع، کوبیدن بی محابای آب خواهد بود در هاونی عریض و طویل!
با همه این اشارات اما در شرایط حساس کنونی-که اتفاقا، این بار به واقع شرایط حساسی است!- اگر ملاک بر اعتلای نام ایران، فارغ از هر گرایشی مد دستور قرار بگیرد، مجالی برای لجبازی و نگاهی دگماتیک به مسائل مهم و اساسی ملک و مملکت نخواهد بود. در این کارزار حساس که هیئت مذاکره کننده ایران به رغم تحمل کرور، کرور خجنر از پشت در آزمونی تاریخی و بزرگ دیگر قرار گرفته و برای احیای برجام با قدرت‌های جهانی در تکاپوی مذاکراتی کلیدی است.
در این وانفسا که منطقه با یکه‌تازی‌های ترامپ و برخی دول عربی به جولانگاه زیردریایی‌ها و ناوهای اسرائیلی بدل شده و با ماجراجویی‌های برخی از عناصر داخلی، هر روز به طریقی بر آتش تخاصم در آن دمیده می‌شود. در این بلبشو که به لطف مقاومت تحسین‌برانگیز نهادهایی نظیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در تصویب لوایح مربوط به FATF ! و صد البته، تحریم‌های سنگین ایالات متحده، گرانی، تورم، تعمیق شکاف طبقاتی، کاهش قدرت خرید مردم و سرازیری پر شیب سطح زندگی، عرصه را به شکل بی‌سابقه‌ای بر آحاد ملت تنگ کرده، اساسا، نه دیگر فضایی برای اصرار لجوجانه بر مواضع یکسویه دولت پنهان وجود دارد و نه تابی برای تداوم تنگ‌نظری مثال‌برانگیز شورای نگهبان!
چرا که نتیجه این تنگ‌نظری‌های یکجانبه‌گرایانه در نمونه‌ای صریح در انتخابات مجلس یازدهم، پیش روی دوستان این شورا به تصویر درآمده و در صورت تمدید این رویکرد، چه بسا باید، رکورد جدیدی را از نظر فقدان مشارکت نسبی در تاریخ ادوار انتخابات ۴ دهه اخیر، دست به زیر چانه مشت کرده و به نظاره بنشینیم!
اکنون که شورای نگهبان و همفکران و هم کیشان آن در عرصه عمومی به مدد بهره مندی از سه عنصر زر و زور و البته حاشیه امنیت به شکلی یک جانبه، مدام بر طبل عدم وجود پایگاه اجتماعی و مردمی برای برخی از چهره‌ها و جریان‌های سیاسی می‌کوبند، نیک فرصتی است که از همین مجال انتخابات پیش رو برای راستی‌آزمایی موارد ادعایی‌شان سود جسته و با باز کردن فضای انتخاباتی، دست برکشیدن از ردصلاحیت‌های فله‌ای و کشیدن تیغ نظارت استصوابی بر پیکر رقیب سیاسی! ، زمینه را برای یک انتخابات پرشور و با حضور همه طبقات جامعه فراهم کنند.
جامعه نیز در صورت احساس حضور نمایندگان واقعی برای بیان، پیگیری و تحقق جدی مطالباتش، فضای یخبندان سیاسی کنونی را شکسته و عزم و اراده خود را در صحنه “انتخابات آزاد و واقعی” نمایان خواهد کرد.

اکنون که نسبت دولت پنهان و بازوهای پنهان و آشکار آن با رفراندوم به نسبت جن و بسم الله بدل شده و نستجیربالله! هیچ اراده‌ای، توان طرح عملی آن را در فضای کشور و در موضوعات مختلفی چون، نظارت استصوابی، FATF، اختیاری بودن حجاب و امثالهم ندارد، دست کم، آقایان برای اثبات ادعای‌شان مبنی بر عدم اقبال عمومی به چهر‌ه‌هایی چون سید مصطفی تاج‌زاده هم که شده، عرصه را برای انتخابات پیش رو باز بگذارند تا هم سنجشی قابل اتکا از این ادعا در ساحت تاریخ به ثبت برسد و هم، رقیب سیاسی این نهاد! پی به غلط بودن مواضع خود ببرد.
به هر ترتیب، شورای نگهبان، امروز در آستانه آزمونی بزرگ و تاریخی قرار گرفته و این نهاد و متولیان اصلی و فرعی آن هستند که باید انتخاب کنند، یک انتخابات همه جانبه، واقعی و پرشور را در وضع کنونی داخلی و خارجی کشور خواهانند یا به مانند انتخابات! مجلس یازدهم، بار دیگر تابلوی ورود ممنوع بزرگی در مقابل چشمات ملت به تصویر خواهند کشید تا انتخابات کم رمق، حداقلی و البته بی‌دردسر دیگری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در قفسه‌های تاریخ به تلخی به یادگار بنشیند.