حسین سیوانی

صبح ما- در حاشیه مصاحبه ثابتی مقام امنیتی ساواکِ پهلوی دوم مستند ۵ قسمتی مصاحبه با پرویز ثابتی از مقامات رده بالای امنیتی رژیم پهلوی و از مدیرانِ ارشدِ سازمان اطلاعات و امنیت کشور « ساواک » را دیدم ،دو بار هم دیدم.ثابتی اگرچه فقط به چند پروندهٔ مشخص امنیتی آن هم در حد بسیار […]

صبح ما- در حاشیه مصاحبه ثابتی مقام امنیتی ساواکِ پهلوی دوم

مستند ۵ قسمتی مصاحبه با پرویز ثابتی از مقامات رده بالای امنیتی رژیم پهلوی و از مدیرانِ ارشدِ سازمان اطلاعات و امنیت کشور « ساواک » را دیدم ،دو بار هم دیدم.ثابتی اگرچه فقط به چند پروندهٔ مشخص امنیتی آن هم در حد بسیار مختصر و گزارش گونه اشاره کرده است « برداشتن کاسه ای از استخر »؛ اما سخنانش به عنوان یک منبع و داده های پژوهشی در بررسی تاریخ تحولات ایران معاصر مهم اند و …

اما چند نکته مهم :

۱ – گزارش امنیتی ثابتی از رخدادهای سیاسی امنیتی کشور بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ تا انقلاب ۵۷ و فروپاشی سلطنت پهلوی را شامل می شود و به وضوح نشان می دهد که حکومت پهلوی و شخص محمدرضا چگونه مسیر خودکامگی و استبداد را پیموده و به یک دیکتاتوری و خودکامگی « دسپوتیسم » رسیده است.

۲ – دسپوتیسم یعنی خدایگان سالاری،ارباب منشی و خداوندگاری در حکومت ، حُکمرانی که هیچ حد و مرز قانونی و سنتی ندارد و اساساً هیچ محدودیت و قیدی را در اِعمالِ قدرت به رسمیت نمی شناسد و خودسرانه و خودکامه به کارِ حکومت می پردازد .دسپوت یا جبار و دیکتاتور به هیچ کس پاسخگو نیست اما همآغوشِ ترس و اضطراب و نگرانی ست در واقع دیکتاتورها بیمارند و به دلیل بیماری گرفتار ترسِ تهاجمی هستند و در واقع رفتارهای آنها ناشی از این ترس است .«با اشاره به موارد متعدد در مصاحبه ثابتی که داوری ها ، واکنش ها و فرامینِ شاه در خصوص مسائل سیاسی – امنیتی و گزارش های کتبی امنیتی چگونه بوده است.»

۳- آقای ثابتی در جای جای این مصاحبه تلاش دارد خود را فردی دلسوز و مسئولیت شناس ، همه چیز دان ، مسلط و حق به جانب جا بزند اما فردی ست خودشیفته با دانشِ بسیار اندک « حتی در مقولهٔ امنیت » با هوشی متوسط . ثابتی متوجه نیست که او هم عملاً از خود چهره ای دسپوت ترسیم می کند . 

۴ -دسپوت و جبار همواره از تغییرات در هراس است و به شدت طالبِ حفظِ وضعِ موجود ؛ هر چند که در دفاع از حفظِ وضعِ موجود قیافهٔ حق به جانب به خود بگیرد . 

۳ – آنچه ثابتی و امثال ایشان و حاکمیت خودکامه از فهمِ آن عاجزند این هست  دسپوتیسم و حکومتِ خودکامه چگونه آزادی یک جامعه را به گروگان می گیرد و در جامعه نفرت ایجاد می کند . اشتباه نکنیم تنفر جامعه از حکومتِ خودکامه و دسپوتیسک به آزادیخواهی نیست بلکه ناشی از ترس است چون ترس با تنفّر سازگار است و در این فرایند قربانیانِ دسپوتیسم خودشان به بخشی از موقعیتِ دسپوتیک بَدَل می شوند . فرمِ سیاسیِ دسپوتیسم فرمی ست همواره شکننده و موقتی و ناپایدار ؛ و دسپوت و‌جبار در چنین فرم و ساختاری بیمار و مُرده متولد می شود .

۶ – همانطور که عرض کردم حاکم خودکامه ، خودسر و دسپوت قدرت را خودسرانه و بی توجه به هر قانون و سنتی  اِعمال می کند لذا رابطه ای خدایگان – بنده را شکل می دهد و لذا همآغوشِ هراس و اضطراب است و بر همین اساس به کسی اعتماد نمی کند و هر نیرو و نهادی که رابطهٔ خدایگانی را تهدید کند یا حتی زیر سئوال ببرد از گردونه حذف می کند و در زمانهٔ بروز بحرانهاست که مستبد و دسپوت در میانهٔ معرکه تنهاست و هدف قرار گرفته و …

۷ – اما نکتهٔ بسیار مهم در مصاحبهٔ ثابتی این است که او عملاً مدیریت و توانمندی حکمرانی ، فهمِ مسائل سیاسی – امنیتی و نیز صلاحیت شخصی – روانی شاه و خاندان سلطنت پهلوی را زیر سئوال می برد . ثابتی در جایی اشاره می کند که در سال ۵۷ سفری به امریکا داشته و نظر مقامات امنیتی سیا را در مورد شاه جویا شده و از آنها شنیده است که امریکایی ها نگران اوضاع ایران هستند چون شاه بیمار است و جانشین مناسب و شایسته ای ندارد حتی فرح را به عنوان تولیت سلطنت شایسته و توانمند نمی دانند و …  و چه بسا ثابتی هنوز هم متوجه نیست که پایان کار خودکامگی ‌و دسپوتیسم جز آنچه رخ داد نمی توانست باشد .

۸ – ثابتی با این مصاحبه تابوت ماتَرَکِ خاندان پهلوی را میخ کرد و ..