سعید گیتی آرا

به باور نگارنده، بهبود وضعیت کنونی کشور بر خلاف تصور عده ای که همه چیز را در دعوای حیدری-نعمتی دو جناح سیاسی خلاصه می کنند و یا کسانی که دست بیگانگان را در آن شریک می دانند، صرفا وابسته به ملاک قراردادن شاخص های ۱۲ گانه نیکلاس لومان، جامعه شناس آلمانی است.

 

سعید گیتی آرا نوشت: محمد فاضلی، استاد برجسته دانشگاه که در ماه های گذشته با برخی تنگ نظری ها و انحصارطلبی ها نسبت به حضورش در دانشگاه مواجه شده است، اخیرا در رشته توئیتی نسبت به بی توجهی های صورت گرفته به حفظ محیط زیست در ایران هشدار داده است.

اما این تمام ماجرا نیست؛ چرا که پیشتر نیز هشدارها و توصیه های متعددی از سوی فعالان محیط زیست و سایر چهره های تاثیرگذار در جامعه در همین رابطه داده شده بود.

نکته اصلی اظهارات فاضلی به مثابه یک پژوهشگر و جامعه شناس شناخته شده، تشبیه دقیق «حکمرانی گیر کرده در مرحله بقاست» که شاید در میان توییت اخیر او، چندان مورد توجه قرار نگیرد.

پوشیده نیست که وضعیت امروز نظام سیاسی کشور ما علاوه بر پیچیدگی های خاص خود، نیازمند تحلیلی دقیق و جامعه شناسانه است و در این میان، نزدیک ترین تحلیل ها و نظرات معمولا از سوی کسانی ارائه می شود که کارهای پژوهش محور کرده اند.

محمد فاضلی نیز، یکی از همین اشخاص است که دهه های اخیر از عمر خود را صرف پژوهش های جامعه محور با موضوعات مختلف کرده است.

اما «حکمرانی گیرکرده در مرحله بقا» زمانی اهمیت پیدا می کند که به شاخص کیفیت حکمرانی نیز به عنوان یکی از دو شاخص اصلی توجه شود. هرگاه سیستم حاکم بر یک جامعه، تصمیمات خوبی اتخاذ کند و از میان راه حل های موجود، بهترین راه حل را برگزیند، می توان گفت که دو شاخص بقا و کیفیت حکمرانی خود را تضمین کرده است.

در واقع، هر سیستم حاکمیتی با هدف بقا و ماندگاری، اقدامات و تصمیمات خود را انجام می دهد. در این میان اما، تفکیک دو اصل بقا و کیفیت حکمرانی ضروری به نظر می رسد. به ویژه وقتی که حکومت ها به اخذ برخی تصمیمات دشوار روی می آورند.

بنابراین، می توان چنین برداشت کرد که پاره ای از تصمیمات حکومت ها، ممکن است ضامن اصل بقا باشد، اما کیفیت حکمرانی آنها را تضمین نمی کند. چرا که ماندگاری یک سیستم تنها در شرایطی میسر است که سوگیری تصمیمات اتخاذ شده و اقدامات صورت گرفته، مطابق با خواست ها و مطالبات اکثریت جامعه باشد.

ممکن است سوال شود که حکومت ها چطور می توانند متوجه خواست «توده جامعه» شوند؟ پاسخ به این پرسش نیز در دنیای امروز چندان دشوار نیست. در حقیقت، زمانی که علاوه بر پذیرفته شدن سازوکار رفراندوم در قوانین اغلب کشورها، امکانات و ابزار پرسشگری و پیمایش نیز چه به صورت مجازی و چه به نحو حضوری فراهم شده است، دیگر جای هیچ نگرانی وجود ندارد.

درباره دایره محدود پیمایش ها و اینکه آنها دربرگیرنده نظر اکثریت شهروندان جامعه نیستند هم کمی اغراق شده است. زیرا می توان با اندکی دقت و حوصله، اصلی ترین خواست ها و مطالبات مردم را شناسایی کرد. هرچند که کماکان می توان برای موضوعات مهم، از راهکار مطمئن همه پرسی بهره برد که منعکس کننده واقعی نظر آحاد جامعه است.

اما درباره «اصل بقای حکمرانی» سخن بسیار است. اینکه چه زمانی حکمرانی به سمت ماندگاری پیش می رود نیز مشخص است. حکمرانی ماندگار درست زمانی که تب مطالبه گری به دلیل تحقق خواسته های عمومی جامعه کاهش پیدا کرده، جلوه گر می شود. اما هیچ گاه نباید توجه به سه اصل شایسته سالاری، شفافیت و مبارزه با فساد را که به واسطه ایجاد انتخابات آزاد، نهادهای پاسخگو و دادگستری مستقل مهیا می شوند، به فراموشی سپرد.

علی ایحال، محمد فاضلی در تازه ترین اظهارنظر خود معتقد است که حکمرانی ما در مرحله بقا گیر کرده است. همان مرحله ای که سیستم تصمیم می گیرد پاره ای از تصمیمات را بدون توجه به پیامدهای درازمدتش در جامعه اجرایی کند تا بقای خود را تضمین کرده باشد و در عین حال توجه کمتری به کیفیت حکمرانی نشان می دهد.

در این رابطه، شاید یک اشتباه درخصوص اولویت بندی میان سیاسیون درون قدرت نیز رخ داده باشد. به نحوی که دست کم بخشی از تصمیم گیران موثر کشور، صرفا به بقای حکمرانی و نه کیفیت مطلوب آن می اندیشند. به عنوان مثال، پیگیری طرح هایی نظیر صیانت از فضای مجازی در مجلس ایران نشان می دهد که عده ای از نمایندگان گمان می کنند با مسدودسازی دسترسی مردم به پیام‌رسان ها می توانند بقای سیستم را تضمین کنند، در حالی که به کیفیت حکمرانی توجهی ندارند.

همچنین بی توجهی به برخی اصول قانون اساسی که ضامن حق شهروندی مردم هستند، نیز ممکن است چنین ذهنیتی را به وجود آورد که مسئولان بیشتر از آنکه به فکر ارتقای سطح کیفی حکمرانی باشند، به دنبال راه های مطلوب بقای آن می گردند. موضوعی که می تواند در نوع خود بسیار خطرناک باشد.

از طرف دیگر، مشاهده می شود که برخی رفتارهای ضد محیط زیستی در سال های گذشته، زنگ خطر خشکسالی و وقوع بحران های دیگر را نظیر مهاجرت های اقلیمی و یا «شورش برای آب» به صدا درآورده است؛ اما راهکار مواجه با این پیامدها صرفا در مقابله با معترضان و صدور احکام قضایی سنگین برای آنها جست و جو شده است. در حالی که حکمرانی مطلوب باید به جای پاک کردن صورت مسأله، به حل ریشه ای بحران ها بیندیشد.

آنچه مسلم است نگاه حاکم بر «حکمرانی برای بقا» نه تنها به روند اداره کشور لطمه زده است، بلکه باعث ایجاد فضای مسموم «خودی» و «غیرخودی» در نهادهای تصمیم گیر و در نتیجه حذف تفکر انتقادی از قدرت نیز شده است.

بنابراین، به باور نگارنده، بهبود وضعیت کنونی کشور بر خلاف تصور عده ای که همه چیز را در دعوای حیدری-نعمتی دو جناح سیاسی خلاصه می کنند و یا کسانی که دست بیگانگان را در آن شریک می دانند، صرفا وابسته به ملاک قراردادن شاخص های ۱۲ گانه نیکلاس لومان، جامعه شناس آلمانی است که در ادامه می آید:

شاخص هایی چون پاسخگویی، کارایی و اثربخشی، مبنا قراردادن حاکمیت قانون، شفافیت در امور، شایستگی و صلاحیت، توجه به معیارهای اخلاقی، استقبال از تغییرات و انعطاف پذیری، ابتکار و خلاقیت، سوگیری پایدار و درازمدت‌، مدیریت مالی بهینه، احترام به تنوع های فرهنگی و توجه به مولفه همبستگی اجتماعی، پذیرش مسئولیت‌، نمایندگی و مشارکت و رفتار عادلانه در انتخابات و عدم دخالت در آن.