مرتضی صارمی

صبح‌ما- بررسی اسناد و مدارک و همچنین شواهد موجود از صحبت‌های مسوولان در دولت هفتم نشان می‌دهد که دولت اصلاحات هیچ‌گاه به دنبال جنگ نبوده و آن دسته از کسانی‌که جنگ‌طلبی را سرلوحه خود دارند، همان‌هایی هستند که با سیاست‌های غلط بر کوس استمرار جنگ تحمیلی هم کوبیدند! به تازگی روزنامه کیهان در شماره روز […]

صبح‌ما- بررسی اسناد و مدارک و همچنین شواهد موجود از صحبت‌های مسوولان در دولت هفتم نشان می‌دهد که دولت اصلاحات هیچ‌گاه به دنبال جنگ نبوده و آن دسته از کسانی‌که جنگ‌طلبی را سرلوحه خود دارند، همان‌هایی هستند که با سیاست‌های غلط بر کوس استمرار جنگ تحمیلی هم کوبیدند!

به تازگی روزنامه کیهان در شماره روز شنبه ۲۶ آبان یادداشتی با عنوان «جنگ و جنگ‌هراسی» منتشر کرد و مدعی شد که در اواخر دهه هفتاد و در زمان بروز بحران در روابط ایران و طالبان که در پی کشتار دیپلمات‌های ایرانی در کنسولگری ایران در شهر مزارشریف انجام شد، این روزنامه و هم‌فکرانش مخالف جنگ با افغانستان بودند و در مقابل این دولت اصلاحات و اصلاح‌طلبان بودند که پیشنهاد ورود به جنگ با طالبان افغانستان را مطرح کردند.

بنابر اظهارات محسن امین‌زاده معاون وقت وزارت امورخارجه کشورمان در سال‌های منتهی به ۱۳۸۰ بسیاری از تندروهای آتش به اختیار در صدد بودند تا مساله ایجاد شده با طالبان را که یک مساله کاملا سیاسی بوده و مسوولیت اصلی آن با وزارت امورخارجه بود را با دخالت‌های بی‌مورد تبدیل به یک مساله بسیار بزرگی کنند که هزینه‌های بسیار زیادی برای کشور داشت. اگر هم پافشاری و حضور به موقع مسوولان دولت هفتم مبنی بر عدم مداخله نظامی نبود، شاید کشورمان درگیر جنگی فرسایشی می‌شد که نه تنها عرصه را برای جولان دادن نیروهای سواستفاده‌گر باز می‌کرد، بلکه موجب می‌شد تا بسیاری از برنامه‌های دول متخاصم هم بدون کمترین هزینه‌ای به نفع آنان به ثمر برسد.

گفتمان دولت هفتم همواره و در بزنگاه‌های تاریخی نشان داده که بهترین راه برای حل بحران در عرصه بین‌الملل، مذاکره و گفتگوست که هم برای ملت و هم برای حاکمیت مفید فایده بوده است. اصرار آقایان علاءالدین بروجردی، سردار صفوی و محسن رضایی برای تهاجم به کشور افغانستان نشان می‌دهد که ایشان کاملا با مفاهیم دیپلماسی و گفتگو بیگانه‌اند و تاکیدشان برای حل بحران و مسایل ایجاد شده چه در داخل و چه در خارج از کشور، عملیات در عرصه «میدان» است.

اگر قدری بر این شواهد تامل شود، در خواهیم یافت که رویه افراطی‌ها مربوط به دورن کنونی نیست و این همان چیزی است که حتی در دوران جنگ هم با وجود دشواری‌ها و مشکلات متعدد لجستیکی و نظامی، باید عملیات فریب دشمن در «کربلای۴» با هزارن شهید و جانباز انجام می‌شده! بر مبنای این تفکر «میدانی» حتی اگر بدانید که هزینه‌های مالی و جانی غیرقابل جبرانی بر کشور تحمیل خواهید کرد، باید پیش بروید ولو آن که در آن تخصصی نداشته باشید و یا اصلا حیطه عمل و اقدام‌تان نباشد.

آن‌چه مشخص است، در شعله‌ور کردن آتش جنگ قطعا برای برخی مزیت‌هایی نهفته است که می‌تواند برای تحصیل آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرد و به هیچ کجا هم پاسخگو نبود. تاریخ نشان داده که جنگ‌افروزان پرده‌نشین در بزنگاه‌های تاریخی از پرده برون آمده و آن‌چه را که به خوبی آموخته‌اند، اجرا می‌کنند و هرگاه پرده فرو بیافتد، روی‌شان را بر می‌گردانند!