مرتضی صارمی

تاریخ جنگ غزه بیانگر رویدادی است که یکی برای زمین می جنگد و دیگری برای سرزمین. اما این رخداد تاریخی با وجود بعد جغرافیایی بر سرزمین ایران سایه افکنده است‌. گرچه موضوع فلسطین با پیدایش جمهوری اسلامی به یک آرمان تبدیل شد اما رویکرد عمومی مردم ایران بویژه در سال‌های اخیر به مساله فلسطین و […]

تاریخ جنگ غزه بیانگر رویدادی است که یکی برای زمین می جنگد و دیگری برای سرزمین. اما این رخداد تاریخی با وجود بعد جغرافیایی بر سرزمین ایران سایه افکنده است‌.
گرچه موضوع فلسطین با پیدایش جمهوری اسلامی به یک آرمان تبدیل شد اما رویکرد عمومی مردم ایران بویژه در سال‌های اخیر به مساله فلسطین و غزه که در مراحل حساس(شعارهای سال ۸۸ و ورزشگاه آزادی)بروز یافته، نشان می دهد تقدس‌زدایی از سرزمین فلسطین و اشخاص در جنگ اخیر شدت گرفته است، و البته این به معنای حمایت از رژیم اسرائیل نیست. در مقابل پروپاگاندای صدا وسیما با آگراندیسمان کردن افکار عمومی کشورهای اروپایی و آمریکایی تلاش می کند انفعال اقتدارگرایان در ایران را سرپوش بگذارد و با تفسیر به رای، افکار عمومی ایرانیان را نادیده بگیرد.
گرچه وضعیت حال این سرزمین در اثر بمباران رژیم راستگرای اسرائیل غم انگیز و درد آور است ولی تفاوت نگاه به تحولات اخیر این جغرافیا در کشور ایران شگفت انگیز است. سال‌های گذشته بویژه در ماجرای برجام روی موشک‌ها یا در و دیوار  نوشته می شد” اسراییل باید از بین برود ” ولی در جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران طی سال‌های اخیر  گفته می شود” نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ” و در سوی دیگر از نگاه حاکمان در ایران صدای دیگری تحت عنوان آرمان فلسطین شنیده می شود.
با توجه به اینکه، آرمان از جنس ایدئولوژیک است خود بخود رنگ قدسی و ماورایی پیدا می کند و با ابزار طبیعی و انسانی قابل توصیف نیست و بگونه ای تصویر می شود که تصورات و تحلیل های انسانی در آن جایی ندارد.
البته آرمان فلسطین و قدسی سازی آن بیشتر در دوران جمهوری اسلامی با نگاه انقلابی مطرح شد که برای زنده نگهداشتن آن یک روز در تقویم سالانه جمهوری اسلامی به آن اختصاص یافته است. این در حالی‌ست که رهبران سازمان های سیاسی فلسطین برای حل و فصل منازعات خود با اسرائیل، بر اساس وضعیت  میدانی، فاز نظامی و پارتیزانی متاثر از نگرش انقلابی را تعطیل کردند و –  مانند جمهوری اسلامی که شعار “جنگ جنگ  تا رفع فتنه از عالم ” می داد – از راه دیپلماسی  وارد پروسه ملت سازی  شدند. اما موضوع فلسطین در نظام جمهوری اسلامی همچنان یک آرمان مقدس به حساب آمد که در روند صلح به یک مانع قلمداد می شود.
ناگفته پیداست پیدایش هر کشوری از سه مولفه سرزمین ، جمعیت و حکومت تشکیل می شود و هرکدام از این عناصر تحت تاثیر پدیده های طبیعی و انسانی است. یک سرزمین ممکن است در اثر سیل و زلزله از بین برود و یا جمعیت آن در اثر بیماری خطرناک و یا مسائل طبیعی و انسانی مهاجرت کنند یا در اثر جنگها و قراردادها گسترش، ادغام، ایجاد یا واگذار شوند. بنابراین هیچ سرزمینی مقدس نیست که نوع نگاه به آن گناه نابخشودنی باشد.
همانطور که آگاهان می دانند غزه و کرانه باختری که در محاصره اسرائیل است فرایندی را طی کرده است که با کمک دیگر کشورها از جمله اسرائیل ، قطر و سایر کشورهای عربی واسلامی و حتی اروپایی اداره می شود و این کمک‌ها گاهی تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار می گیرد بطوریکه نگاه به این موقعیت جغرافیایی بیشتر از هر چیزی” ابزاری”  است. یکی با نمایش موشک آنرا عمق استراتژیک خود تلقی و تحولات سیاسی جدید  در منطقه را “قمار محکوم به باخت ” فرض می کند و برای تخریب برجام که منافع ملی مردم ایران در آن تحقق پیدا می کرد،  از آن استفاده ابزاری می کند و دیگری پس از شکست ناسیونالیسم عربی با نگاه اسلام اخوانی  به آن می نگرد و یکی دیگر آنرا با نگاه امپراتوری عثمانی مورد توجه قرار می دهد و آن دیگر برای معامله با جنگ اوکراین ورودی پلشت و موزیانه دارد.
بنابراین در تحول اوضاع چهره واقعی همه دولتها و گروه‌های درگیر در چالش موسوم به طوفان الاقصی آشکار گردید و عجیبتر موافقت با طرح “دو دولت  ” و فاصله گرفتن از شعار نابودی اسرائیل، تقدس زدایی از این سرزمین را به نمایش گذاشت. با این وجود، حامیان حماس اگر نگاه ایدئولوژیک به این سرزمین دارند باید تکلیف خود را متناسب با وسعشان تنظیم کنند و اگر با نگاه منافع ملی به موضوع می نگرند باید انتظارات را متناسب با توانایی خود همسو کنند و افکار عمومی در برخی نقاط جهان را مصادره به مطلوب نکنند و از دور برای مردم این سرزمین تصمیم نگیرند بلکه با در نظر گرفتن افکار عمومی در ایران ، اجازه دهند رهبران و مردم فلسطین خودشان تصمیم بگیرند.