رضا امیدی

صبح ما- دکتر رضا امیدی، جامعه‌شناس و کارشناس توسعه و سیاست‌گذاری اجتماعی در تحلیل نظام بازنشستگی ایران نوشت: اساس روش‌شناسی روایت بحران بر فردگرایی است و نظام بازنشستگی را مثل سنگ آسیابی می‌داند که به گردن جوامع معاصر آویزان مانده و زمان آن رسیده که خود نظام‌های بازنشستگی را بازنشسته کرد! در ایران نیز از […]

صبح ما- دکتر رضا امیدی، جامعه‌شناس و کارشناس توسعه و سیاست‌گذاری اجتماعی در تحلیل نظام بازنشستگی ایران نوشت: اساس روش‌شناسی روایت بحران بر فردگرایی است و نظام بازنشستگی را مثل سنگ آسیابی می‌داند که به گردن جوامع معاصر آویزان مانده و زمان آن رسیده که خود نظام‌های بازنشستگی را بازنشسته کرد!

در ایران نیز از ابتدای دهه ۱۳۸۰ و پس از همایش مشترک بانک جهانی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور درباره نظام بازنشستگی در ایران، روایت بحران در محور بحث‌های نظام سیاستگذاری قرار داشته است. این روایت بر فروپاشی مالی صندوق‌های بازنشستگی و تأثیر آن بر سایر بخش‌های اقتصاد تأکید دارد.

در بسیاری موارد چالش نظام بازنشستگی به سطح حسابداری و نه حتی اقتصادی تقلیل یافته است و نظام بازنشستگی به­‌مثابه موجودیتی منفک از سایر نظام‌­های اقتصادی و اجتماعی نگریسته شده و ازهمین…­رو، اقداماتی که برای برون‌­رفت از وضعیت پرچالش صندوقها پیشنهاد می‌­شود مبتنی­ بر نادیده‌­انگاری بنیان­‌های تأسیسی نظام بیمه‌­ای و وارونه­‌نمایی روابط علت و معلولی است

برخلاف آنچه در برخی گزارشهای مراکز دولتی به آن اشاره می‌شود شکاف بین سن قانونی بازنشستگی و امید به زندگی در ایران با کشورهای اروپایی تفاوت چندانی ندارد و در مقایسه با برخی کشورهای اروپایی حتی کمتر است. رویکرد بحران در ایران متکی به تطبیق‌های نادرست و نابجا و بی توجه به زمینه‌ها است. برای مثال در اروپا نرخ مشارکت اقتصادی بین ۷۰ تا ۸۰ درصد، و نرخ پوشش بیمه‌ای حدود ۸۰ درصد است. در ایران نرخ مشارکت اقتصادی حدود ۴۵ درصد و نرخ پوشش بیمه‌ای حدود ۵۰ درصد است.

در مطالعات تطبیقی صرفاً دو دسته از کشورها هستند که در آنها رویکرد بحران غلبه دارد و مبنای اصلاحات در نظام بازنشستگی بوده که برخی از همین کشورها هم بعد از مدتی از برنامه‌هایشان عقب‌نشینی کرده‌اند: ۱- کشورهای آمریکای لاتین؛ اغلب در دوره حکومت‌های نظامی و ۲- برخی کشورهای اروپای شرقی بعد از فروپاشی شوروی.

انگاره غلطی در ایران شکل گرفته که باید اصلاحات نظام بازنشستگی را از جایی شروع کرد، اما واقعیت این است که «گام اول اصلاحات» بسیار اساسی است.

در ایران وقتی از اصلاح نظام بازنشستگی صحبت می‌شود بیش از هر چیز به افزایش سن بازنشستگی تمرکز دارند، درحالیکه افزایش سن، آخرین نقطه اصلاح بازنشستگی است.

سرکوب دستمزدها بیشترین آسیب را به منابع سازمان‌های بیمه‌ای می‌زند، اما رویکرد بحران نه تنها هیچ اشاره‌ای به آن ندارد بلکه با تأکید بر کاهش هزینه‌های تولید بیشترین فشارها را به همین قوانین حداقلی کار و تأمین اجتماعی وارد می‌کند و بر سرکوب دستمزدی اصرار دارد.

برخلاف آنچه در برخی گزارشهای مراکز دولتی به آن اشاره می‌شود شکاف بین سن قانونی بازنشستگی و امید به زندگی در ایران با کشورهای اروپایی تفاوت چندانی ندارد و در مقایسه با برخی کشورهای اروپایی حتی کمتر است. رویکرد بحران در ایران متکی به تطبیق‌های نادرست و نابجا و بی توجه به زمینه‌ها است.

در اروپا اغلب رویکرد شهروندی و ثبات در اصلاحات غلبه داشته است. این توضیح از این جهت مهم است که انگاره غلطی در ایران شکل گرفته که باید اصلاحات نظام بازنشستگی را از جایی شروع کرد، اما واقعیت این است که «گام اول اصلاحات» بسیار اساسی است. در ایران وقتی از اصلاح نظام بازنشستگی صحبت می‌شود بیش از هر چیز به افزایش سن بازنشستگی تمرکز دارند، درحالیکه افزایش سن، آخرین نقطه اصلاح بازنشستگی است.

 

متن کامل مقاله را در اینجا را بخوانید.